1
دانشجوی کارشناسی ارشد رشته حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه آزاد اسلامی رامهرمز
2
دانشیار گروه حقوق، واحد رامهرمز، دانشگاه آزاد اسلامی، رامهرمز ، ایران: (نویسنده مسئول)
چکیده
مسأله ازدواج، مسأله ای بسیار ساده و در عین حال مهم و پیچیده است. ازدواج و تشکیل خانواده یکى از حاجت هاى زندگى انسان، بر مبنای اشباع غریزه جنسى، اشتراک در تشکیل زندگى و انس روحى و آرامش فکرى (لِتَسْکُنُوا إِلَیْها) و تربیت فرزندان و همکارى در همه شؤون زندگی است. تحقق این امور، بدون زندگى مشترک، حاصل نمى شود؛ چرا که این دو جنس مکمّل با یکدیگر، و مایه شکوفائى و نجات و پرورش یکدیگر مى باشند، به گونه اى که هریک از آن دو، بدون دیگرى ناقص است، و از این طریق تکامل خویش را باز مى یابد. با همۀ این تفاسیر، عده زیادی از جوانان دختر و پسر در سن ازدواج هستند که نمی توانند ازدواج کنند و این مسأله به یک غول و گردنه صعب العبور تبدیل شده است. حال آن که در گذشته مسأله ازدواج به این سختی نبود، لیکن حالا به دلایلی، مشکلاتی ایجاد شده و ازدواج ها سخت شده است. با این بن بست ها و مشکلات طاقت فرسایى که جوانان در این راه دارند چه باید کرد؟ آیا با این زندگى ماشینى و آن همه عوارضش، با این توقّعات بیجا، با این اختلاف فکر پدران و مادران و جوانان، با این وضع تحصیلى و هفت خوان هایش! و با این وضع تهیّه کار و مشکلاتش، و با این بى اعتمادى افراد نسبت به یکدیگر، باز مى توان این وظیفه بزرگ و مقدّس را به موقع انجام داد؟ اینهاست که باید دقیقاً مورد بررسى قرار گیرد و بدون حل آنها، حل نهایى این معضل اجتماعى ممکن نیست.